تبليغاتX
برساحل انتظار
خلاصه از زندگی کاجول

دختر تانوجا هنرپيشه سال های دور که زياد نتونست در دورنمای سايه های شهرت جايگاه قابل اعتنايی بدست بياره ولی کسی هم نگفت که اون جذابيت و شيوه اثر گذاری نداشته حتی بسياری از هنرپيشه های زن اون زمان بهش حسادت ميکردن و شيوه کاریش تقليد ميکردن و کاجول فرزند همين خانم بازيگر پدرش سوما موکرجی تهيه کننده و (کاجول همراه مادر و خواهرش)

کاجول بچگيش سر صحنه فيلمهای خانواده گذرونده خاندان اون به نوعی بدنه سينمای اون روزا بودن بغير از پدر و مادر عمه اش نوتان و مادر بزرگش شوبناتا سامارث هم در صنعت جايگاهی داشتن کاجول و خواهرش تانيشا بچگی پر از شادی داشتن و هيچ نقطه منفی تو زندگيشون نبود حتی بگفته خودش ذره ای کمبود خوشبختی نداشتيم اسباب بازی داشتيم مطالعه می کرديم درس ميخونديم و هر چيزی که ميخواستيم در اختيارمون بود اما اين جنبه خوب ماجرا بود چون سرانجام پدر و مادرش از هم جدا شدن و کاجول هم طعم تلخ شکست چشيد هر چند بگفته خودش هرگز تحت تاثير اين ماجرای تلخ قرار نگرفت . کاجول دنيای فيلم بعنوان يه سرگرمی شروع کرد تا اينکه با ديد حرفه آتی زندگيش نگاه کرد و اينم خوب ريشه در فعاليتهای خانوادگی داشت و اين يعنی يه حمايت قابل اتکا حتی ترجيح داد بجای اين که برای پول کارکنه دست با انتخابهای مورد علاقه اش بزنه اما توانايی هاش تو رقص و بازيگری راه براش هموار کرد و از اينجا ديگه لذت جاش به حرفه ای بودن داد هوش و جذابيت ظاهری از اين دختر گمنام امروز يه ستاره محبوب ساخته که عنوان بهترين بازيگر زن دهه يدک ميکشه .

نخستين گام بازيگری در فيلمی از راهول راوال بود فيلم :1992 BEKHUDI  در کنار KAMAL SADANAH  که در بازار آشفته سينما سقوط کرد اما ستاره بخت کاجول طلوع کرد تو اين فيلم با مادرشم همبازی بود

دومین فیلمش : بازیگر سال 1993 کنار شاهرخ خان و شیلپا شیتی به کارگردان : عباس مستان

اون موقع شاهرخ هم یه هنرپیشه تازه کار بود برای اولین بار قرار بود که باهم بازی کنن اون زمان هر دوشون فکر نمی کردن که یه روزی بهترین زوج هنری روی پرده بشن و بهترین دوست برای هم

 کاجول از لحاظ ظاهری زیاد چهره زیبایی نداره ولی با بازی جذابش هر کسی قانع میکنه که بهترین کس برای گرفتن نقشهای متفاوته اون زمان که بازیهای کلیشه ای زیاد شده بود کاجول با سادگی تمام تونست بهترین باشه بازی کاملا حرفه ای بنظر من که اون یکی از بهترینهای بالیوود 

 

جوایزاز فیلم فیر بالیوود

بهترین هنرپیشه مرد : شاهرخ

بهترین آهنگساز : آنومالک

بهترین خواننده مرد : کمار سانو آهنگ (یه کالی کالی آکه)

 1994 فیلم: UDHAAR KI ZINDAGI با بازی JITENDRA

 

 

1994 فیلم: YEH DILLAGI با بازی AKSHAY KUMAR و SAIF ALI KHAN

 

 

1995 DILWALE DULHANIYA LE JAYENGE (دلداده عروس را میرباید) یکبار دیگه کنار شاهرخ خان اما اینبار شاهرخ بعنوان بهترین مطرح شده بود و حالا نوبت کاجول بود که جایزه بهترین هنرپیشه زن بگیره که نسیبشم شد فیلم باورنکردنی فروش کرد الان بعد از 10 سال که دوباره اکران شده هنوز جز پرفروشترینهای بالیوود بقیه بازیگراش: آمریش پوری ، فریده جلال ، آنوپام کر

 جوایز از فیلم فیر: بهترین فیلم سال

بهترین کارگردان  : آدیتا چوپر

بهترین تهیه کننده  : یاش چوپرا

بهترین هنرپیشه مرد : شاهرخ

بهترین هنرپیشه زن : کاجول

بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن : فریده جلال

بهترین هنرپیشه نقش کمدی : آنوپام کر

بهترین خواننده مرد : آدیت نارایان آهنگ (مهندی لگا کی رکنا)

بهترین شعر : آناند بخشی (آهنگ توجه دکا تویه جانا)

 

کاجول دیگه بهترین شده بود 1995 فیلم :  GOONDARAJبرای اولین بار کنار AJAY DEVGAN بازی کرد شاید اون موقع هیچ وقت کاجول فکر نمی کرد که یه روزی همسر آجی بشه و این تازه اول کار بود

1995فیلم:  HUL CHUL دوباره کنار آجی دیوگان آجی هنرپیشه خوبیه

 1995فیلم:  KARAN ARJUNبازم کنار زوج هنریش شاهرخ

دیگر بازیگرای فیلم: راکی ، سلمان خان ، مامتا کالکونی ، آمریش پوری

کارگردان : راکش روشن   موزیک : راجش روشن طراح لباس شاهرخ : گوری خان همسرش فیلم (عالی : super hit) فروش کرد

 تو این فیلم بجای شاهرخ آجی دیوگان قرار بود دوباره بعنوان نقش مقابلش انتخاب شه که به زوج هنری همیشگیش شاهرخ رسید .

 1995 TAAQAT یکی دیگه از فیلماش

 

1996فیلم :  BAMBAI KA BABU با بازی SAIF ALI KHAN نقش مقابلش داشت صیف قبلا باهاش همبازی بوده ولی نقش مقابلش نداشته و قبلا هم برای اولین فیلم کاجول بعنوان نقش مقابلش انتخاب شده بود (فيلم : بیخودی) که صیفعلی اون موقع چون تازه بازیگر شده بود به فیلم اهمیتی نداد و کنار کشید  

1997فیلم:  GUPTدر کنار BOBBY DEOL و مانيشا کويرالا

 

بابازی یه چهره جدید بود ولی اونم از پشتوانه سینمایی برخوردار بود پدر درمندرا هنرپیشه مطرح بالیوود و برادر که یه چند سال زودتر به سینما اومده بود سانی دیوئل ولی بابای زیاد نتونست خودش بخوبی نشون بده

 

1997فیلم:  HAMESHAدر کنار SAIF برای چندمین بار

 

 

1997فیلم:  ISHQدر کنار AAMIR KHAN و آجی دیوگان و جوهی چاولا  

  

 

1997 MINSARAKANAVU (TAMIL) 

1998فیلم:  DUSHMANبا بازی SANJAY DUTT

 

1998فیلم : JUNGLE  با بازی GOVINDA 

 1998 فیلم:  KUCH KUCH HOTA HAIبرای چندمیم بار با شاهرخ همبازی میشه کنار این دو زوج رانی موکرجی و سلمان خان هم هستن که سلمان نقش مقابل کاجول و رانی با شاهرخ ، رانی موکرجی دختر عموی کاجول در واقعیت اون موقع تازه رانی به این عرصه اومده بود و بعد از فیلم موفق غلام با امیر خان این موفق ترین فیلمش به حساب می یاد فیلم کوچ کوچ هوتاهه (یه طورایی میشه) جنجالی فروش کرد

  

 و از جوایز فیلم فیر بهترین هنرپیشه مرد : شاهرخ

بهترین هنرپیشه زن : کاجول

بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن : رانی موکرجی

بهترین هنرپیشه نقش مکمل مرد : سلمان خان

بهترین کارگردانی : کارن جوهر

بهترین تهیه کننده : یاش جوهر

1998فیلم:  (عاشق شدی نترس)PYAR KIYA TO DARNA KYAبا بازی

SALMAN KHAN

 

1998فیلم:  PYAR TO HONA HI THAبا بازی AJAY DEVGAN

1999فیلم دل چيکار ميکنه) DIL KYA KAREبازم با AJAY DEVGAN  

 

دیگه میشه گفت اکثر فیلماش با آجی دیوگان بوده آجی دیگه هنرپیشه مطرحی شده و از پس نقشهای قوی خیلی خوب بر می یاد و این سلسله فیلمهاش با کاجول و زوج بود تو فیلم به حقیقت تبدیل شد و همون سال با هم ازدواج کردن کاجول بعد از ازدواج دست از بازی نکشید و همراه شوهرش به بازیگری ادامه داد و طی 2 سال تو چندین فیلم خوب و بد ظاهر شد

 

 

1999فیلم:  HOTE HOTE PYAR HO GAYAبا بازی JACKIE SHROFF

بازیگر کهنه کاری که برای اولین بار باهاش همبازی شد

1999فیلم : HUM AAPKE DIL MEIN RAHTE HAI با  ANIL KAPOOR 

2000فیلم : JANATبا بازی SALMAN KHAN

و دوباره تو 2 فیلم با همسرش همبازی شد 2000فیلم :  NIHATA

2000 فیلم: RAJA CHACHA (عمو راجا)

کاجول قصد مادر شدن داشت و اونم در حالی که تو اوج شهرتش در حال حاظر اون صاحب سه فرزند دختر کوچیکش اسمش سوزاناست و هر بار که سينما جلوی رسيدن اون به خانواده بگيره مدتی اون کنار ميزاره ولی هيچ وقت ازدواج مانع کارش نبوده

اما کاجول برای خداحافظی هنوز نرفته و تو سال 2001 با فیلم

Kabhi Khushi Kabhib Gham (گاهی خوشی گاهی غم) (که با فروشی خارق العاده: جنجالی)

 با بازی ستارهای عرصه سینما هند آمیتا باچان ، جایا باچان ، شاهرخ ، کاجول ، کارینا کاپور ، ریتیک روشن ، فریده جلال و حضور افتخاری رانی موکرجی

 

 

جوایز: فیلم فیر بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن : جایا باچان (همسر آمیتا باچان جالبه تو فیلمم نقش زن شوهر داشتن)

بهترین هنرپیشه نقش اول زن : کاجول

 

و کاجول با گرفتن لقب بهترین بازیگر زن بعد یک دهه بازی در حال حاظر از بازی تو سینما دست کشیده و ترجیح میده به خانواده برسه اما الان 2005 کاجول بعد از 4 سال دوری از بازیگری هنوز که هنوز اسمش بعد بازی تو آخرین فیلم سر زبانهاست و همه مشتاق بازی اون روی پرده نقره ای

 کاجول بی وفایی نکرده و فيلم جديدی داره که در حال فيلمبرداريه با امير خان در واقع قرار بود فيلمی هم با کارن جوهر دوباره در کنار شاهرخ داشته باشه که رد کرد بعد از موفقیت کبی خوشی چون برای فيلمبرداری فيلم مجبور بود به خارج از هند بره و نميخواست از کنار دختر کوچيکش که تازه بدنيا اومده دور باشه فیلم رد کرد

کاجول بعد کبی خوشی کبی غم فقط بعنوان مهمان افتخاری تو فیلم 2003فیلم :Ho   Kal Ho Naa(شاید فردایی نباشد) (عالی : super hit)

بود این فیلم بازی ستارها بود  شاهرخ ، پریتی زینتا ، صیف علی خان ، جایا باچان ، سوسما سش (این فیلم هم جوایز زیادی گرفت

 )

 

 با حضور افتخاری : سونالی بندره ، سانجی کاپور ، کاجول ، رانی موکرجی ، آدی چوپرا اینها فقط در صحنه های کوتاه بود که کاجول و رانی هر دو فقط تو یکی از کلیپهای فیلم بودن آهنگ MAHIVE  

کاجول فعلا که از بازی دیگه دست کشیده ولی دختر عموی اون رانی موکرجی درو واقع میشه گفت جای گزینش شده نه از لحاظ بازی چون کاجول فوق العاداست ورانی هم بازیگر خوبیه در حال حاظر این رانی هستش که داره جوایز فیلم فیر درو میکنه

از سال 2000 به اینور که دیگه کاجول و مادوری و جوهی چاولا و دیگر ستاره ها ازدواج کردن و مث سابق با فیلمهای زیادی روی پرده نمی یان راه برای ستاره قرن 21 ما رانی موکرجی باز کردن رانی استعداد خوبی داره امیدوارم این یکی دیگه بعد ازدواج بتونه کار و خونه با هم انجام بده .

در حال حاظر عرصه بالیوود برای خیلی ها با کم کار شدن ستاره ها و حرفه ای ها باز شده هم خوبی داره هو بدی خوبی مگه بده آدم بازی جدیدی ببینه و دیگه باید این سریال زوجهای که هر چند خوب بازی میکنن کم شه و دست به تنوع زد و کشف استعدادای جدید بدیش دیگه عمری اون زوجا ببینیم

بالیوود دیگه در عرصه کار تغییر کرده و بعد یک دهه از 90 تا 2000 خیلی تغییر کرده و کاملا جایگاهش ثابت شده و روز بروز داره بزرگتر میشه صعنت فیلمسازی هند دیگه از کلیشه ها و داستانهای تکراری سابق در اومده حتی میشه گفت تو بعضی فیلمها هم پای هالیوود بالا می یاد سینما اگه همیشگی باشه بیننده هاشم که ما باشیم همیشگیه و بهترین کار نباید نادیده گرفتش خوش باشین .


 

+ نوشته شده توسط کریمی در Mon 29 Oct 2007 و ساعت 2 AM |
یوله را آب‌راهی ست درخشان
که در هر هوایی
باز می‌تاباند هر چیزی را
چونان که هرگز نتوانی
نقش قلبت را بر آب حک کنی

خیابان‌ها همان‌طوری هستند
که همیشه بوده‌اند

این‌جا شهری‌ست فرسوده و دل‌مرده
جایی که سایه‌های درختان
دم به دم بلندتر می‌شود
جایی که درختان
سرسبزند و سایه‌گستر
و پاس می‌دارند مردمان را
تا زندگی کنند
در زمان‌های حساب شده‌ی تحمیلی
که هر دم طولانی‌تر می‌شود

این‌جا شهری‌ست سترون و کهنه
جایی که درختان لیمو گل نمی‌دهند
جایی که پرستوها سویش پرواز نمی‌کنند
و آفتاب تابستانش غمگین است
جایی که مردم بیدار می‌خوابند و می‌اندیشند
هنگامی که باغچه‌ها آرام آرام ریشه می‌دوانند
در بطن شب

تنها سگانی چند بیدارند هنوز
عقابی بر تخته سنگ می‌نشیند
بر سترگ کوه

کودکی در گاهواره‌اش
دیوار کاغذین را
چونان آسمانی می‌یابد
که گاه روشنی‌اش نزدیک است
نزدیک

این‌جا خرابه‌ای‌ست به نام شهر
با غمی که هیچ‌کس شهامت دوست‌داشتنش را
ندارد

بازتاب گام‌های آخرین دلداده‌گانش
بر سنگ‌فرش کوچه‌ها
می‌رسد به گوش

گنجشکی تنها و بی آشیان پر می‌زند
و ناله‌اش
درختی را وامی‌دارد
تا با صدایی سیاه بخواند

قطار با تکانی از جای می‌جهد
                                           
و به زودی
تنها خاطره‌ای باز می‌ماند از
ایستگاه خالی
سکوی خالی
و باد
که اندیشمندانه روزنامه‌ای را ورق می‌زد
بی آنکه در آن چیزی بیابد.

+ نوشته شده توسط کریمی در Fri 26 Oct 2007 و ساعت 2 AM |
 

اژدهای قرن .

بروسلی کی بود ؟

 

کوتا از زندگی بروسلی

 

 

بروسلی

بروسلی هر چند که 31 سال پیش از دنیا رفته امّا یاد وخاطره اش در دل میلیونها نفر زنده است .

زندگی کوتاه وی پر از ماجرا و حادثه بود. بروسلی یکی از معروفترین رزمی کاران وهنر پیشگان بوده است. وی در اواخر دهۀ 60 واوایل دهۀ 70 میلادی به علّت اجرای ضربات عالی وتکنیک های برتر در مبارزه در محافل گونگ فوی بین المللی معروف ومشهور شد. او همیشه تکنیکی را که خودش ابداع کرده تمرین می نمود وبه نمایش می کذاشت. فیلم های گونگ فوی بروسلی بسیار هیجان آور وشگفت انگیز بود. بروسلی یکی از 7 نفر معروف در محافل کونگ فوی جهان به شمار می رفت ، و به علّت هنرمند وهنرپیشه بودن وی شرکت هالیوود آمریکا بعد از مرگش یک موزۀ یادبود برای او درست کرد. بروسلی در بازیگری مهارت زیادی داشت وتکنیک های بوکس چینی را خیلی خوب اجرا می کرد، لذا مردم جهان احترام زیادی برایش قائلند. علت کسب این همه موفقیّت این بود که وی سبکی به نام جیت کان دو که حرکات، ضربات وتکنیک های آن مربوط به زمان و عصر خودش بود را ابداع نمود. اینمیراث گرانهایی بود که او به ووشوی چینی داد. بروسلی ،جیت کان دو را بر اساس تکنیک های ووشو و برخی سبک های خارجی بوجود آورد وبعد ان را به یک سبک مبارزه ای تبدیل کرد . بنیان گذاشتن جیت کان دو روح انقلابی بروسلی را ظاهر می کرد. او حرکات و تکنیک هایی را که در کونگ فوی چینی ( ووشو) برتر بود ، انتخاب می کرد. وی از نظریات محافل ووشوی سنّتی تخطّی می کرد واز تکنیکها وضربات متعلّق به رشته های دیگر که کاربرد خوبی داشت نیز استفاده می نمود. حرکات این سبک ، ساده وضربات آن کاربردی وتکنیک هایش خیلی شدید وخشن می باشد. نتیجة کار بروسلی ، در جمع آوری سبک های ووشو در جیت کان دو ظاهر می باشد . بروسلی می گفت : از بی قانونی تا قانون ، از بی محدودیتی تا محدودیت که این عالی ترین گوهر ایدئولوژی جیت کان دو است. در جیت کان دو، تکنیک وحرکات مخصوصی برای دست وپا وجود ندارد. جیت کان دوکار باید در مبارزه ، با توجّه به حرکت وتکنیک های اجرایی حریف، حرکت وتکنیک خود را عوض کند ، تا بتواند حریفش را شکست دهد. مبارز میتواند از هر محیط وشرایطی عبور کند و هیچ شرایط محیطی نمی تواند او را محدود کند . بنابراین کسی که جیت کان دو را به طور کامل اموزش دیده و با موفقیّت تمام فنون این سبک را یاد گرفته باشد ، می تواند حریفش را به راحتی شکست دهد. این حقیقت کاربرد و خلاصه ومعنای جیت کان دو است .

خانواده بروسلی ونام واقعی او.

پدر بروسلی از ایالت « گوان دونگ نانگ های » چین بود و بروسلی در تاریخ 27 نوامبر 1940 در سال اژدها در بیمارستان چینی شهر جوجین شان (سان فرانسیسکو) – جایی که چینی های زیادی در آنجا زندگی می کنند – متولّد شد نام اصلی فوق ستارة سینما « لی جون فان » بود. ولی بعد ها در ادارة ثبت احوال اسم بروسلی را به عنوان نام هنری برای خود انتخاب کرد . اعضای خانوادة بروسلی هفت نفر بودند . اسم پدر او «لی هوی چوئن» و نام مادرش گریس می باشد. پدر او خوانندۀ اپرا بود و در ووشو مهارت زیادی داشت وبه همین خاطر در پیشرفت بروسلی تأثیر زیادی گذاشت. نام خواهر بزرگ بروس «اگنس» ، خواهر کوچکش«فیبی»، برادر بزرگش «لی جون شن» و برادر کوچکش «لی جون خوی» می باشد. بروس در ماه دوم (فوریه) سال 1964 میلادی با دختری مهربان، زیبا و دلسوز به نام لیندا ازدواج کرد. خانم لیندا در زندگی وکار پشتیبان خوبی برای همسرش بود . آنها بعد از ازدواج صاحب یک پسر به نام «براندون لی» ودختری به نام «شانون» شدند.

توسعه دادن کونگ فوی چینی و مطرح کردن آن در فیلم های رزمی جهان

دوران زندگی بروسلی کوتاه بود، ولی نتیجة کار او در سینما و ورزشهای رزمی به ویژه کونگ فوی چینی، موجب شگفتی همگان است. او پس از دو سال بازیگری ، در محافل فیلم جهانی نورانی و درخشان شد. بروس نه فقط در کونگ فو عالی بود ، بلکه استعداد خیلی خوبی هم در نمایش داشت. او تقریباً در یک سالگی در فیلم « جینگ مانگ نیو»(دختر شهر دروازه طلایی)نقش داشت ودر شش سالگی در فیلم های « سرگذشت یک پسر بچه»و«اژدهای کوچک» و در دوران جوانی نیز در فیلم « ژن های گوهم » بازی نمود که مورد استقبال مردم واقع شد .او در این فیلم، فنون و تکنیک های برتر زیادی از کونگ فوی چینی را به نمایش گذاشت و به همین علّت بود که وی در زمینة فیلم مشهور شد و ستارة کودکی نام گرفت.در سال 1966 بروس در هالی وود آمریکا در سریال « چینگ فن شا» (زنبور سبز) به عنوان یک قهرمان و حامی، ایفای نقش کرد و توانست قدرت ونیروی ووشو (کونگ فوی چینی) را به خوبی نشان دهد . بعد از اینکه ووشو در سراسر جهان یک دگرگونی همچون موج بوجود آورد ، در یکی از مجلات و انتشارات فیلم آمریکا چنین نوشته بود : بروسلی از کشوری کهن ، با فرهنگ غنی وباستانی و پهناور آمده، مردم چین آداب ورسوم غنی دارند ، ودر چشم غربیها این کشور پر از رمز وراز است . اجرای حرکات وتکنیک های کونگ فوی چینی توسط برسلی واقعاً برای مردم شگفت انگیز بود .در سال 1967 او در هنگ کنگ در فیلم برادر بزرگ ( تانگ شان) نقش داشت و بار دیگر کونگ فو را به مردم جهان نشان داد.در سال 1971 با موفقیت عالی در فیلم خشم اژدها بازی کرد که در این فیلم او خشن ترین و جدی ترین هنر پیشه بود . او با تکنیک های عالی و مبارزة شگفت انگیزش ، بار دیگر جیت کان دو را به نمایش گذاشت . علی الخصوص در اجرای ضربات وفنون نانچکو و نمایش دادن سه تکنیک برتر پا موفق بود و مردم از بازی او لذّت بردند . در سال 1972 بروسلی برای خود یک شرکت فیلم سازی تأسیس کرد . بعد ها خودش نمایش نامه می نوشت و خودش هم بازی میکرد . به این ترتیب فیلم راه اژدها را ساخت و بار دیگر قدرت نانچکو را به مردم نشان داد . .او در این فیلم با قهرمان کاراته جهان (چاک نوریس) مبارزه کرد که این یک مبارزة شگفت انگیز بود . در سال 1973 وی با شرکت فیلم سازی برادران وارنر (حوانا هالی وود) همکاری نمود و در هنگ کنگ فیلم اژدها وارد می شود را ساختند. این آرزوی او که چند سال پیش قصد داشت فوق ستاره فیلم های هالی وود باشد با ساختن این فیلم به حقیقت پیوست و او به بازیگر درجه یک جهان تبدیل شد فیلم بازی با مرگ از شرکت تولید فیلم سکواویا (شی خو) آخرین فیلم بروس می باشد. وی در هنگ کنگ برای ساختن ابن فیلم از تکنیک ها ، ضربات و صحنه های جالب و بسیار دیدنی فیلم برداری می کرد . البته قبلاً تصمیم گرفته بود که بعضی از صحنه ها را در مناظر کرة جنوبی فیلم برداری کند ، امّا به علّت خستگی بیش از حد او این تصمیم اجرا نشد. وقتی که او دوباره سعی کرد تصمیمش را عملی کرده و این فیلم را تمام نماید ناگهان اتّفاق ناگواری موجب مرگ او شد . برای احترام گذاشتن به وی و یاد بود این ستارة بزرگ کونگ فوی چینی ـ بروسلی ـ در سال 1993 سازمانها و دانشکده های هنری شرکت فیلم سازی هالی وود آمریکا تابلویی درخشان و پر نور از پنج ستارة طلا و نقّاشی فیلمی که بروس در آن بازی کرده بود را در زمین مقدس هالی وود نصب کردند. حقیقت مرگ بروس لی هنوز معلوم نیست. شایعاتی دررابطه به قتل او توسط رشوه خواران، ضربهء کشنده یک ورزشکار رزمی و مرگش به خاطر طلسم خانه و بالاخره استفادهء بیش از حد مواد مخدر دربین مردم پخش شده بود. پزشک و پلیس علت مرگ او را نارسایی مغزی گزارش داده بودند، درجسد او هیچ نشانی از زخم و یا ضربه نبود و اورا درحالت خواب در خانه اش یافتند

+ نوشته شده توسط کریمی در Fri 26 Oct 2007 و ساعت 2 AM |

رونالدینیو                   Wizard  the football                           

رونالدینیو
رونالدینیو
  Wizard  the football

رونالدو ده آسیس موریرا (زادهٔ 21 مارس 1980در پورتو آلگره، برزیل فوتبالیست مشهور برزیلی است که بیشتر با نام رونالدینیو گائوچو یا تنها «رونالدینیو» شناخته می‌شود. رونالدینیو در زبان پرتغالی به معنی «رونالدوی کوچک»‌ است و جهت تمیز دادن او از رونالدو استفاده می‌شود.

رونالدینیو در حال حاضر در بارسلونای اسپانیابازی می‌کند و با این تیم به قهرمانی لیگ اسپانیا (2 بار) و جام قهرمانان اروپا رسیده است. او تا بحال دو بار از سوی فیفا به عنوان بهترین بازی‌کن سال برگزیده شده است.

او در ضمن از موفق‌ترین بازیکنان تیم ملی برزیل است و با این تیم به قهرمانی جام جهانی 2002 رسیده است.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]
  • ۱ سابقه‌ی فوتبال
    • ۱.۱ تیم ملی برزیل
    • ۱.۲ باشگاهی
      • ۱.۲.۱ گرمیو
      • ۱.۲.۲ پاری سن ژرمن
  • ۲ زندگی شخصی
  • ۳ پیوند به بیرون

 

 سابقه‌ی فوتبال

تیم ملی برزیل

رونالدینیو در تیم زیر 17 سال برزیل شرکت داشت و در جام جهانی زیر 17 سال مصر 1997 برای برزیل به میدان آمد و درخشید. رونالدینیو اولین بار در 19 سالگی و در 1999 به تیم ملی بزرگسالان برزیل دعوت شد و در 26 ژوئن آن سال برای اولین بار مقابل لاتویا به میدان آمد. اولین تورنمنتی که او در آن شرکت داشت جام ملت‌های آمریکای جنوبی 1999 بود که او در اولین بازی خود در آن (در مقابل ونزوئلȧ)‌ گلی را به ثمر رساند و در پیروزی برزیل نقش داشت.

رونالدینیو در فتح جام جهانی 2002 توسط برزیل نیز نقش داشت و مشخصا در مرحله‌ی یک چهارم نهایی از روی ضربه‌ی آزاد و از فاصله‌ی 25 متری دروازه‌ی انگلستان را گشود. او در همان بازی به علت خطا روی دنی میلز اخراج شد و نیمه نهایی را از دست داد اما مجدداً در فینال به میدان آمد و در پیروزی دو بر صفر مقابل آلمان و فتح جام شرکت داشت.

در 9 ژوئن 2005 او به عنوان کاپیتان تیم ملی برزیل در مسابقات جام کنفدراسیون‌هاشرکت کرد و به همراه برزیل فاتح آن مسابفات شد. فینال آن بازی‌ها بین آرژانتین و برزیل بود که به پیروزی 4-1 برزیلی‌ها انجامید و رونالدینیو بهترین بازیکن این دیدار شناخته شد.

رونالدینیو در تیم برزیل برای جام جهانی 2006 حضور دارد و انتظار می‌رود از بهترین بازی‌کنان این تیم و کل جام باشد.

باشگاهی

 گرمیو

رونالدینیو فوتبال حرفه‌ای را از تیم جوانان گرمیو (در شهر پورتو آلگره)‌ شروع کرد. اولین مربی او لوئیس فیلیپ اسکولاری بود که بعدها در فتح جام جهانی 2002 نیز مربی او شد. او برای اولین بار در جام باشگاه‌های آمریکای جنوبی در تیم بزرگسالان به دنیا آمد و سبک بازی، شم گلزنی، و قدرت کنترل توپ توسط او به شهرتش انجامید و نهایتا در 1999 در سن 19 سالگی به تیم ملی برزیل دعوت شد.

او در سال 2001 درصدد جدایی از گرمیو بود و از بسیاری از باشگاه‌ها بخصوص باشگاه‌های انگلیسی پیشنهاد داشت. علیرغم تمام این پیشنهادات (و برای مثال پیشنهاد باشگاه لیدز با رقمی نجومی)‌ او به لیگ فرانسه رفت و با پاری سن ژرمن قراردادی پنج ساله بست.

[] پاری سن ژرمن

در 2001 رونالدینیو از گرمیو جدا شد و به پاری سن ژرمن پیوست. او در پاری سن ژرمن با مربی، لوئیس فرناندز، مشکلاتی داشت و مربی مدعی بود که او بیش از حد درگیر ذرق و برق پاریس و مسائل حاشیه‌ای است.

پس از جام جهانی و درخشش ویژه‌ی او رونالدینیو مورد پیشنهادات بسیار قرار گرفت و بالاخره در 2003 قصد جدایی خود را اعلام کرد. نتیجتا باشگاه‌های بزرگ جهان همگی شروع به ارائه‌ی پیشنهادهای خود کردند. منچستر یونایتد و بارسلونا مهم‌ترین پیشنهاد‌دهنده‌ها بودند.

سربازان کاتالونیا==== بارسلونا ====

در 19 ژولای 2003 رونالدینیو با مبلغ 18 میلیون پاوند به بارسلوناپیوست. خوان لاپورتا، رئیس وقت بارسلونا، ابتدا قول آوردن دیوید بکهام را به هواداران داده بود اما پیوستن بکهام به رئال مادرید او را بر آن داشت که به دنبال رونالدینیو برود و نهایتا از سد رقبایی چون منچستر یونایتد گذاشت و رونالدینیو را جذب کرد. بدین ترتیب رونالدینیو در میان بازار شایعات به باشگاهی پیوست که قبلا برزیلی‌های بسیاری را در پرورش داده بود: اواریستو، روماریو،‌رونالدو و ریوالدو.

رونالدینیو از همان ابتدا هنر خود را در بارسلونا نیز نشان داد. او در بازی تدارکاتی مقابل آث میلان گلی به ثمر رساند و از پایه‌های پیروزی 2 بر صفر تیمش بود. این اولین گل او برای بارسلونا بود.

او در اولین فصل حضورش در لالیگا به همراه بارسلونا به نایب قهرمانی آن رسید.در 20 دسامبر 2004 رونالدینیو از سوی فیفا به عنوان بازی‌کن برگزیده‌ی سال انتخاب شد و در این راه تیری آنری و آندری شوچنکو را مغلوب کرد.

در 19 نوامبر 2005 هنرنمایی رونالدینیو و به ثمر رساندن دو گل از سمت او بود که باعث پیروزی سه بر صفر بارسلونا مقابل رئال مادرید شد. رونالدینیو در سال 2004 و 2005 به خوبی برای تیمش به میدان رفت و به عنوان بهترین بازی‌کن اروپا و بهترین مهاجم جام قهرمانان اروپا انتخاب شد. رونالدینیو سومین فوتبالیست برزیلی تاریخ است که عنوان بهترین بازی‌کن سال اروپا را به دست می‌آورد. او در 19 دسامبر 2005 دوباره به عنوان بهترین بازی‌کن سال انتخاب شد و این عنوان را از فرانک لمپارد و ساموئل اتوو ربود. رونالدینیو در سال 2006 نیز در جام قهرمانان اروپا برای بارسلونا به میدان آمد. در 7 مارس 2006 او در بازی برگشت مقابل چلسی (در نوکمپ) انتقام سال گذشته را با به ثمر رساندن یک گل در تساوی یک بر یک مقابل چلسی گرفت. این تساوی باعث صعود بارسلونا به یک چهارم نهایی بازی‌ها شد. جلوه‌ی دیگر رونالدینیو در 18 آپریل 2006 و بازی رفت نیمه‌نهایی مقابل آث میلان بود که رونالدینیو با پاس خود، پایه‌گذار تک گل بازی توسط لودویک ژولی شد. بازی برگشت نیز بدون گل تمام شد تا رونالدینیو به همراه بارسلونا به فینال بازی‌ها راه پیدا کند. در این میان در 3 می 2006 بارسلونا با شکست دادن یک بر صفر سلتاویگو قهرمان لیگ اسپانیا شد و رونالدینیو نیز این افتخار را به کارنامه‌اش افزود. تنها چند هفته بعد، در 17 می 2006، بارسلونا به فینال جام باشگاه‌های اروپا رفت و آن‌جا آرسنال را 2 بر یک مغلوب کرد. رونالدینیو این فصل را با مجموع 25 گل تمام کرد که تابحال بهترین رکورد او است. اطلاعات بیشتر در سربازان کاتالونیا

زندگی شخصی

مادر رونالدینیو، میگوئلینا،‌ سابقا فروشنده‌ی خانه‌به‌خانه بوده است و اکنون پرستار است. پدر او،‌ژائو، کارگر کشتی بود و در ضمن فوتبالیست آماتوری برای تیم کروزیرو. ژائو هنگام هشت سالگی رونالدینیو هنگام شنا در استخر خانوادگی دچار حمله‌ی قلبی شد و درگذشت. برادر بزرگ رونالدینیو،‌ روبرتو، در سطح حرفه‌ای و برای باشگاه گرمیو بازی می‌کرد اما مصدومیت باعث شد فوتبال را کنار بگذارد. او در حال حاضر مدیر برنامه‌های رونالدینیو است.

رونالدینیو با خاناینا ناتیل ویانا مندس، رقاصه‌ای که سابقه‌ی شرکت در برنامه‌ی تلویزیونی "دومینگائو ده فائوستائو" را داشت، ازدواج کرد و در 25 فوریه 2005 صاحب اولین فرزند خود از خاناینا شد و او را به یاد پدرش ژائو نام‌گذاری کرد.

معروف است که او از کودکی به فوتسال و فوتبال ساحلی علاقه داشت و استعدادش به همان‌جا برمی‌گردد.

رونالدینیو در ضمن از طرفداران پر و پا قرص موسیقی برزیلی است و با دوستانش طبل می‌نوازد و آواز می‌خواند.

 

+ نوشته شده توسط کریمی در Thu 25 Oct 2007 و ساعت 2 AM |
درقلبی منی

+ نوشته شده توسط کریمی در Thu 25 Oct 2007 و ساعت 2 AM |