تبليغاتX
برساحل انتظار

هر روز و هنوز به پنجره کوچکی خیره میشوم که در پس آن یک دنیا حرف و خاطره  موج میزند

کلماتی سالخورده که هر از گاهی بر لبانم جاری میشود و  زخم کهنه ام را ملتهب میسازد

 

امید واژه ایست غریبه برای ذهن خسته و تن فرسوده ام

این روزها در جستجوی روزنه آفتاب ثانیه ها میگذرانم

 

 

+ نوشته شده توسط کریمی در Tue 4 Dec 2007 و ساعت 9 PM |