هر روز و هنوز به پنجره کوچکی خیره میشوم که در پس آن یک دنیا حرف و خاطره موج میزند

امید واژه ایست غریبه برای ذهن خسته و تن فرسوده ام
این روزها در جستجوی روزنه آفتاب ثانیه ها میگذرانم
هر روز و هنوز به پنجره کوچکی خیره میشوم که در پس آن یک دنیا حرف و خاطره موج میزند

امید واژه ایست غریبه برای ذهن خسته و تن فرسوده ام
این روزها در جستجوی روزنه آفتاب ثانیه ها میگذرانم