Powered By BLOGFA.COM
غروب تنهائی
همچو ابر سیاهی
که روزنه امید را بسته است
ومن در پی عشقم
همچو موج دریا آشتفته ام
از خود می گریزم
تا شاید خستگی مرا عشق به
در عالم خویش
آندم که تنهایم
بوته ها رنگ امید بر من زدن
و دلنین قشنگ دریای عشق
دلیلی برای زنده موندن شد