تبليغاتX
برساحل انتظار

ایم شب من در تنها ئی خود با تو راز و نیاز میکنم

و از دوستان و زندگی ام با شما حرف میزنم

و از اینکه چرا کم پیدا ام حرف خواهم زد

من اینجاه سلامت و سلیم ام اما دلم برای همه چیز انجا تنگ شده است.

و هرروز فکر میکنم که دارم دور و دورتر میشوم

دلم دیکر در اختیار ام نیست .

و بمن دیکردر یک راه نه میرود هرروز به بهانه یئ غمکین میشود

وبا من قهر میکند .

روز هایم مثلی باد میگذرد.

و من در کرد و غبار روز گارام بدنبال نشا نه هائی از تو میکردم .

پس کمکم مان کن تا ان چی را که مخو اهیم بدست بیاوریم.

+ نوشته شده توسط کریمی در Tue 4 Nov 2008 و ساعت 10 PM |